چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۱
نظرات: ۰
۰
-
استاد بهاءالدین خرمشاهی در گفتگو با اطلاعات: فرهنگ ایران امانت نسل‌هاست

استاد بهاءالدین خرمشاهی از چهره‌های برجسته فرهنگ و ادب معاصر ایران است؛ ادیب، قرآن‌پژوه، حافظ‌شناس، مترجم، مصحح، منتقد، زبان‌شناس، طنزپرداز و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی.

اطلاعات - مریم آموسا: او سال ۱۳۲۴ در قزوین متولد شد و در چند دهه فعالیت فرهنگی، نزدیک به یکصد عنوان کتاب و بیش از یکهزار و ۵۰۰ مقاله منتشر کرده است. بخش مهمی از کارنامه او به قرآن‌پژوهی، حافظ‌پژوهی، نقد ترجمه‌های قرآن، ویرایش و بررسی زبان و خط فارسی اختصاص دارد. استاد در گفتگویی با روزنامه اطلاعات از فعالیت‌های تازه، عضویت در فرهنگستان، اهدای کتابخانه شخصی، اخلاق پژوهش، تحول آموزش ادبیات و ... سخن می‌گوید. متن آن را در پی می خوانید:

این روزها  با توجه به گستردگی فعالیت‌هایتان، بیشتر مشغول چه کاری هستید؟

مدتی به‌دلیل بیماری نمی‌توانستم مانند گذشته کار کنم. پس از آن، مسئولیت سنگینی پذیرفتم که فشار زیادی به من وارد کرد و کارم به دوا و دکتر کشید، اما خوشبختانه اکنون حالم بهتر است. مهم‌ترین کاری که در ماه‌های اخیر انجام داده‌ام، گردآوری و آماده‌سازی مجموعه مقالاتم بوده است.

در طول زندگی علمی‌ام بیش از یکهزار و ۵۰۰ مقاله نوشته‌ام. حدود بیست‌وچند سال پیش، مجموعه‌ای از مقالاتم منتشر شد، اما در سال‌های بعد تعداد نوشته‌هایم بسیار افزایش یافت و فرصتی پیش نیامد که همه آنها را به‌صورت منظم و موضوعی منتشر کنم. برای انجام این کار، نزدیک به هشت ماه، هر روز سه تا پنج ساعت، همراه با پسرم عارف کار کردیم. این مقالات در موضوعاتی مانند قرآن‌پژوهی، خیام‌پژوهی، حافظ‌پژوهی و ادبیات قدیم و جدید فارسی دسته‌بندی شده‌اند. تعداد نوشته‌ها واقعاً غیرعادی است و اگر همه آنها منتشر شوند، مجموعه‌ای نزدیک به بیست جلد خواهد شد. بخشی از مقالات پیشتر در قالب کتاب انتشار یافته‌اند و امیدوارم باقی آنها نیز به‌تدریج منتشر شوند.

شما از قدیمی‌ترین اعضای فرهنگستان زبان و ادب فارسی هستید. عضویتتان از چه زمانی آغاز شد؟

در سال ۱۳۶۸ به عضویت فرهنگستان زبان و ادب فارسی درآمدم و اکنون بیش از سه دهه از آن زمان می‌گذرد. من از اعضای قدیمی فرهنگستان سوم هستم. در آن دوره، همراه با ۲۰ تن از استادان زبان و ادب فارسی، به عنوان عضو پیوسته فرهنگستان انتخاب شدیم. در سال‌های نخست، تقریباً هیچ جلسه‌ای را از دست نمی‌دادم. جلسات هر دو هفته یک‌بار برگزار می‌شد و در آنها موضوعات گوناگونی، از جمله دستور خط فارسی، بررسی می‌شد. این حضور منظم حدود ۲۰ تا ۲۵ سال ادامه یافت. بسیاری از استادانی که در آن جلسات حضور داشتند، امروز در میان ما نیستند، اما نام و آثارشان در فرهنگ ایران جاودانه مانده است. در سال‌های اخیر به‌دلیل شرایط جسمانی و داروهایی که مصرف می‌کنم، امکان حضور مداوم در جلسات را ندارم. با این حال، وقتی قرار است درباره مسائل مهم رأی‌گیری شود یا اعضای جدید انتخاب شوند، تا حد امکان در فرهنگستان حضور پیدا می‌کنم.

عضویت در فرهنگستان چه تأثیری بر زندگی علمی و ادبی شما گذاشت؟

زمانی که به عضویت فرهنگستان درآمدم، من و دکتر غلامعلی حداد عادل از جوان‌ترین اعضا بودیم. من ۴۶ سال داشتم، در حالی که مرحوم محیط طباطبایی در حدود ۹۲ سالگی همچنان در جلسات شرکت می‌کرد. طبیعی است که عضویت در مهم‌ترین نهاد علمی مرتبط با زبان و ادب کشور، آن هم در چهل‌وشش سالگی، تأثیر بزرگی بر زندگی انسان می‌گذارد. من از این عضویت بسیار خوشحال بودم. حضور در کنار استادان بزرگ، مشارکت در بحث‌های علمی، انتشار مقاله در مجله فرهنگستان و همکاری در گروه‌های تخصصی، نیروی مضاعفی به من می‌داد و انگیزه‌ام را برای ادامه فعالیت‌های فرهنگی بیشتر می‌کرد.

یکی از کارهای مهم شما اهدای کتابخانه شخصی‌تان به فرهنگستان بوده است. چرا چنین تصمیمی گرفتید؟

در طول عمرم، به‌سبب فعالیت در حوزه‌های مختلف تألیف، ترجمه و تحقیق، کتاب‌های ارزشمند بسیاری گردآوری کرده‌ام. تعدادی از این آثار، منابع دست اول یا کتاب‌های نایابی هستند که برای یافتن هر کدام، زمان و هزینه فراوانی صرف شده است. نگرانی اصلی من این بود که این مجموعه پس از من پراکنده شود. این کتاب‌ها فقط اموال شخصی من نیستند، بلکه بخشی از گنجینه فرهنگی و معنوی ایران محسوب می‌شوند،لذا باید در مکانی مناسب نگهداری شوند، در ایران بمانند و در دسترس پژوهشگران قرار گیرند. به همین دلیل تصمیم گرفتم آنها را به فرهنگستان زبان و ادب فارسی اهدا کنم. قرار است سالن مستقلی برای این کتابخانه در نظر گرفته شود. تاکنون بخشی از کتاب‌ها منتقل شده‌اند و باقی آنها نیز در چند مرحله به فرهنگستان خواهند رفت. امیدوارم پژوهشگران بتوانند به‌آسانی از مجموعه‌ای که طی حدود ۸۰ سال فراهم کرده‌ام استفاده کنند و بر پایه این منابع، پژوهش‌های تازه‌ای شکل بگیرد. گنجینه‌های فرهنگی ایران نباید از دست بروند یا در اثر پراکندگی، از دسترس اهل تحقیق خارج شوند.

کدام‌یک از فعالیت‌هایتان در فرهنگستان برایتان اهمیت بیشتری دارد؟

یکی از مهم‌ترین کارها، مشارکت در تدوین «فرهنگ املایی خط فارسی» بود که زیر نظر دکتر علی‌اشرف صادقی و دکتر زهرا زندی‌مقدم انجام شد. استاد فقید ابوالحسن نجفی نیز تا آنجا که به خاطر دارم، در این کار بزرگ مشارکت داشت. این فرهنگ باید در هر خانه، مدرسه و مؤسسه فرهنگی وجود داشته باشد، زیرا به ما کمک می‌کند صورت درست نوشتن واژه‌های فارسی را بیاموزیم. در این اثر معنای واژه‌ها مطرح نیست؛ هدف آن مشخص کردن املای درست و شیوه نگارش کلمات است. بسیاری از نویسندگان نمی‌دانند واژه‌ها را باید پیوسته، جدا یا با نیم‌فاصله بنویسند. این فرهنگ به مرجعی برای نویسندگان، ویراستاران، ناشران و همه کسانی تبدیل شده است که با خط فارسی سروکار دارند. به نظر من، این کتاب یکی از بهترین تولیدات علمی فرهنگستان است و جایگاه فرهنگستان را به‌عنوان مرجع دستور خط فارسی تثبیت کرده است.

آیا پیش آمده است که دیگران از آثار یا ایده‌های شما بدون ذکر منبع استفاده کنند؟

بله، اما باید میان استفاده علمی از اندیشه دیگران و رونویسی تفاوت گذاشت. اگر پژوهشگری از نظر من درباره مفهوم «رند» در شعر حافظ استفاده کند و آن را مبنای پژوهش تازه‌ای قرار دهد، ناراحت نمی‌شوم. اساس علم بر این است که پژوهشگران از دستاوردهای یکدیگر بهره ببرند. آنچه نادرست و غیراخلاقی است، رونویسی از آثار دیگران و انتشار آنها به نام خود، بدون ذکر منبع است. من نیز از کتاب‌ها و مقاله‌های دیگران استفاده می‌کنم، زیرا هیچ‌کس علم ذاتی و بی‌نیاز از منابع ندارد، اما منابع را در پانوشت و کتابشناسی ذکر می‌کنم. اگر اثری در شکل‌گیری یک کتاب نقش مهمی داشته باشد، حتی در مقدمه از آن نام می‌برم. این شیوه در جهان علمی پذیرفته شده است و امیدوارم در ایران نیز رعایت دقیق امانت‌داری علمی به یک اصل عمومی تبدیل شود.

یکی از تصمیم‌های مهم زندگی شما، رها کردن پزشکی و رفتن به رشته ادبیات فارسی بود. ماجرای انتقادتان در آزمون کارشناسی ارشد چه بود؟

سال ۱۳۵۰ در آزمون کارشناسی ارشد شرکت کردم. یکی از پرسش‌ها این بود که «صنعت بوقلمون را تعریف کنید». با دیدن چنین سئوال‌هایی احساس کردم این آزمون نمی‌تواند نشان دهد که یک داوطلب تا چه اندازه ادبیات را می‌شناسد یا با شعر حافظ، سعدی و مولوی آشناست. ادبیات فارسی مجموعه‌ای عظیم از زبان، فرهنگ، اندیشه و هنر است. اگر کسی نتواند یک اصطلاح فرعی در صنایع ادبی را تعریف کند، فقط می‌توان نتیجه گرفت که کتاب خاصی را نخوانده است، نه اینکه ادبیات نمی‌داند. به همین دلیل به‌جای پاسخ دادن به پرسش‌ها، انتقادم را از شیوه آموزش نوشتم. توضیح دادم که رشته ادبیات به فضایی بسته و شبیه «قلعه اشباح» تبدیل شده است و ادبیات معاصر و شعر نیمایی در آن جایگاه شایسته‌ای ندارد. این تصمیم از پیش طراحی نشده بود؛ همان سئوال درباره صنعت بوقلمون مرا منفجر
 کرد.

قرآن‌پژوهی را از چه زمانی آغاز کردید؟

از کودکی نزد پدرم قرآن خواندن را آغاز کردم و سال‌ها هر روز چند صفحه از قرآن را همراه با ترجمه مطالعه می‌کردم. پس از انقلاب، قرآن‌پژوهی به مهم‌ترین کار زندگی من تبدیل شد. میان قرآن‌شناسی و قرآن‌پژوهی تفاوت قائل هستم. قرآن‌شناسی جایگاه استادانی مانند علامه طباطبایی است، اما هرکس به‌طور جدی و علمی درباره قرآن تحقیق کند، می‌تواند قرآن‌پژوه باشد. قرآن‌پژوهی و حافظ‌پژوهی دو محور اصلی زندگی علمی من بوده‌اند. در این دو حوزه ده‌ها کتاب و بیش از ۵۰۰ مقاله نوشته‌  و دانشنامه‌هایی نیز منتشر کرده‌ام. از نظر جسمانی نیرومند نبودم، اما عشق فراوانی به کار داشتم. نزدیک به ۳۰ سال، بسیاری از شب‌ها از پس از نماز مغرب تا صبح کار می‌کردم.

در میان ترجمه‌های فارسی قرآن، کدام ترجمه را بیشتر می‌پسندید؟

-کتابی با عنوان «بررسی انتقادی ترجمه‌های فارسی امروزین قرآن کریم» نوشته‌ام که در آن حدود ۶۰ مورد ترجمه را بررسی کرده‌ام. نخستین نمونه، ترجمه بصیرالملک شیبانی و از نمونه‌های متأخر، ترجمه دکتر غلامعلی حداد عادل و ترجمه استاد سیدعلی موسوی گرمارودی است. افتخار داشته‌ام این دو ترجمه و چند ترجمه دیگر را ویرایش کنم. در میان ترجمه‌های موجود، ترجمه استاد موسوی گرمارودی را بسیار می‌پسندم. او شاعر توانایی است و نثر فارسی را به‌خوبی می‌شناسد. همین توانایی ادبی موجب شده است ترجمه‌اش از نظر زبان، فصاحت و انتقال ظرافت‌های متن، جایگاه برجسته‌ای داشته باشد.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی